به یاد اون لحظه!

عاشق این متنم...

برا اینکه یه جور ایی به خودممو یکی از دوکسام مربوط میشه.....

یه وقتایی که دلت گرفته . . .

بغض داری, آروم نیستی ,دلت براش تنگ شده. . .

حوصله ی هیچکس رو نداری!

به یاد اون لحظه ای بیوفت که بی قراری هاتو دید

اما چشماشو بست و رفت . . .

 

/ 24 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطی وسیاوش

خیلی قشنگ وزیبا نوشته بودید

تیام

خــــــــــیلی جالب بود، خوشم اومد. خوشحال میشم لینکم کنی

عاشقش بودم نگاهامو دید وصورتشو برگردوند.خندیدو خندیدم مریض شد و مردم ولی بهم حتی نگاه نکرد لبخند پیش کش خیلی نامرد بود.واگزارش کردم به خدا

amin

لااااااااااااایک.خیلی قشنگ بود بسیار عاااالی...[تایید][تایید]

nioofar

textgraph.blogsky.com

عاشق

دیروز عروسی عشقم بود وقتی با عروس دیدمش انگاری اب جوشو از سرم ریختن عروس اوزی اشغال یه جوری دامادو بغل کرده بود که انگار خودشو غالب کرده بود.

تنها چیزی که میتونم به عاشقای دلشکسته بگم اینه که گور بابای عشق و عاشقی دنیا دوروزه از زندگیتون لذت ببرین عشق یه چیز کاملا چرت و بیهوده اس.ولش کنین یه نصیحت ازمن که عشق من دختر فوق العاده احساساتی رو به یه سنگ تبدیل کرده.بازم میگم ولش کنین...

نگار

خیلی ناراحتم دوست منم تنهام گذاشت با این پستا یادش افتادم دلم براش تنگ شده ولی غرورم نمیزاره بهش بگم این بغض لعنتی داره منو میترکونه 32ش داشتم ولی مث شعرت چشاشو رو اشکام بست و رفت. رفت که رفت

سمیرا

زیباست وبلاگت. با تبادل لینک اگه مولفقی خبرم کن.

negar jooooooooooon

[دست] عالی